السيد محمد حسين الطهراني
24
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
شده است ، بيان كرده و معنى مناسب آنها را ذكر نموده ، و در اين معانى مطلب را توسعه و گسترش داده است . بارى ما در اينجا آنچه لازم بود از كتب لغت دربارهء معنىِ ولايت و مشتقّات آن آورديم ، تا خبيرِ بصير ، بر خصوصيّات معانى و موارد استعمال آنها مطّلع گردد ، و با تأمّل و تدبّر بدست آورد كه : تمام اين معانى مختلفى را كه براى وَلايتو وَلِىّ ، و مَوْلى ، و غيرها نمودهاند - چنان كه در « تاج العروس » گويد : معانى ولىّبه بيست و يك قسم مىرسد - همه و همه راجع به يك معنى واحدى است كه آن ، أصل و ريشهء معنىِ ولايت است ، و بقيّهء معانى آن نيز با استعاره از آن معنى آورده شده است . تحقّق ولايت در بندگان خدا بواسطهء هُو هوِيَّتى است كه در أثر فَنآء فِى اللَه حاصل مىشود و بعبارةٍ اخرى : أصل معنى ولايتدر همهء اين موارد استعمال ، محفوظ است ، غاية الامر بمناسبت جهتى از جهات ، آن معنى أصل را با ضميمهء خصوصيّتى كه در مورد استعمال در نظر گرفتهاند ملاحظه نمودهاند و آن أصل همان معنائى است كه راغب در « مفردات » ذكر نموده است ؛ آنجا كه در مادّهء « وَلْىْ » گويد : الْوَلآءُ وَ التَّوَالِى أنْ يَحْصُلَ شَيْئَانِ فَصَاعِدًا حُصُولًا لَيْسَ بَيْنَهُمَا مَا لَيْسَ مِنْهُمَا . « ولاء و توالى عبارت است از آنكه : دو چيز يا بيشتر طورى با همديگر متّحد بشوند كه چيزى غير از خود آنها در ميانشان وجود نداشته باشد . » به اين معنى كه : بين آنها هيچگونه حجاب و مانع و فاصله و جدائى و غيريّت و بينونت نباشد ، بطوريكه اگر فرض شود چيزى بين آن دو وجود داشته باشد ، از خود آنها باشد ؛ نه از غير آنها . مثلًا مقام وحدانيّت و يگانگى كه بين بنده و پروردگارش پيدا مىشود كه هيچگونه حجاب و پردهاى در هيچ يك از مراحل : طبع و مثال و نفس و روح و سرّ نبوده باشد ، اين را وَلايت گويند . و مقام يگانگى كه بين حبيب و محبوب ، و عاشق و معشوق ، و ذاكر و مذكور ، و طالب و مطلوب پيدا شود بطوريكه أبداً به هيچ وجه من الوجوه جدائى نبوده باشد ، آن را وَلايت گويند .